تبليغاتX
ماکسی میلیانوس

ماکسی میلیانوس

کلبه تنهایی من...

نوشته شده در 91/02/18ساعت 19:32 توسط ماکسی میلیانوس| |

دستانت را به من بده


تا با هم از آتش بگذریم ..


آنان که گذشتند و سوختند

همه تنها بودند ..


نوشته شده در 90/08/28ساعت 21:29 توسط ماکسی میلیانوس| |

 

"نه...

این برف آب نمی شود

آتشی به پا کن

به اندازه ی آغوشت

هیزم اگر نیست،

استخوان های من خشک است..."


نوشته شده در 90/07/03ساعت 23:17 توسط ماکسی میلیانوس| |

آرزو میکنم هیچ راه نجاتی نداشته باشی


وقتیکه غرق خوشبختی هستی

 

نوشته شده در 90/05/09ساعت 17:44 توسط ماکسی میلیانوس| |

 

 


تنهایی و دل تنگی هایتان‌ را پیش ‌فروش نکنید

 

   ...فصل‌اش که برسد به قیمت می‌خرند

 

نوشته شده در 90/03/27ساعت 20:10 توسط ماکسی میلیانوس| |

آرزو دارم شبی عاشق شوی 


آرزو دارم بفهمی درد را


تلخی برخوردهای سرد را


می رسد روزی که بی من سر کنی .



می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی ............

نوشته شده در 90/03/10ساعت 19:56 توسط ماکسی میلیانوس| |

 

 

طفلی به نام شادی،دیریست گمشده ست


با چشمهای روشن براق


با گیسویی بلند به بالای آرزو

 

هر کس از او نشانی دارد


مارا کند خبر


این هم نشان ما


یک سو خلیج فارس


سوی دگر خزر

نوشته شده در 90/02/20ساعت 19:6 توسط ماکسی میلیانوس| |

 

روحم میخواهد برود..

یک گوشه بنشیند....

پشتش را بکند به دنیا..

پاهایش را بغل کند

و بلند بلند بگوید:

من دیگر بازی نمیکنم . .

نوشته شده در 90/02/07ساعت 22:23 توسط ماکسی میلیانوس| |

 

 

دوباره سیبی بچین حوا!!! خسته ایم! 


بگذار ما را از این جا هم بیرون کنند!!!

نوشته شده در 90/01/14ساعت 21:20 توسط ماکسی میلیانوس| |

Design By : nightSelect.com